تبلیغات
الغوث
07:02 ب.ظ
93
اهمیت بررسی کارها
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین




اهمیت بررسی کارها


در زمان دور پسری بود كه به اعتقاد پدرش نمی توانست با دستانش كار با ارزشی انجام دهداین

پسر هر روز به كلیسایی در نزدیكی محل زندگی خود می رفت

و ساعتها به تكه سنگ مرمر بزرگی كه درحیاط كلیسا قرار داشت خیره می شد 

و هیچ نمی گفت.روزی شاهزاده ای از كنار كلیسا عبور كرد 

و پسركرا دید كه به این تكه سنگ خیره شده او هیچ نمی گوید. از اطرافیان در مورد پسر پرسید. 

به او گفتند كه او چهار ماه است هر روز به حیاط كلیسا می آید

و به این تكه سنگ خیره می شود و هیچنمی گوید.شاهزاده دلش برای پسرك سوخت. كنار او آمد

و آهسته به او گفت:«جوان، به جای بیکارنشسستن و زل زدنبه این تخته سنگ، بهتر است

برای خود كاری دست و پا كنی و آینده خود را بسازی.»پسرك در مقابل چشمان حیرت زده 

شاهزاده مصمم و جدی به سوی او برگشتو در چشمانش خیره شد ومحكم و متین پاسخ داد

«من همین الان در حال كار كردن هستم!»و بعد دوباره به تخته سنگ خیرهشد

شاهزاده از جا برخاست و رفت. چند سال بعد به او خبر دادند كه آن پسرك از آن تخته سنگ یك

مجسمه با شكوه از حضرت داوود ساخته است. مجسمه ای كه هنوز هم

جزو شاهكارهای مجسمه سازی دنیا به شمار می آید. نام آن پسر «میكل آنژ» بود!

قبل از شروع هر کار بهتر است که به اندازه لازم در موردش فکر کرد. حتی اگر زمان زیادی بگیرد.




04:59 ب.ظ
92
دکتر حداد عادل و آیت الله خامنه ای
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین



دکتر حداد عادل و آیت الله خامنه ای

در اوایل ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، یک شب دیداری با ایشان داشتم. صحبت به درازا کشید، معظم لَه فرمودند: «شام پیش ما بمان.»
من از این دعوت خوشحال شدم؛ زیرا می توانستم مدتی بیش تر در خدمت ایشان باشم.
آقا فرمودند: «من نمی دانم شام چی داریم یا اصلاً به اندازه ما دونفر شام هست یا نه؟ به هر حال، هرچه باشد با هم می خوریم.»
از همان دفتر کار به منزل تلفن زدند و با خانواده صحبت کردند و گفتند: «خانم، شام چی داریم؟ فلانی پیش ماست و من گفته ام که هر چه باشد با هم می خوریم.»
از جواب های آیت الله خامنه ای، احساس کردم که در منزل به اندازه یک نفر شام کنار گذاشته اند.
آقا فرمودند: «عیبی نداره! هر چه هست برای ما بفرستید، قدری هم پنیر و ماست همراهش کنید.»
پس از گذشت حدود یک ربع، یک بشقاب برنج ساده با یک کاسه کوچک خورشت معمولی خیلی متوسط و مختصر آوردند. قدری هم شاید نان و پنیر و ماست همراه آن بود. آن ها  را نصف کردیم و با هم خوردیم.
من در دلم و بعدها به زبانم، هزار مرتبه خداوند را به سبب نعمت انقلاب اسلامی شکر کردم که چنین تحولی در کشور ایجاد کرد. در دستگاه طاغوت – در قبل از انقلاب – چه جاه و جلال و تجمل و اسراف وجود داشت و امروز رئیس جمهور چه ساده زندگی می کند!

(دکتر غلامعلی حداد عادل)




01:00 ق.ظ
91
عنایات حضرت فاطمه الزهرا(س)
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین






عنایات حضرت فاطمه الزهرا(س)


از زبان راوی داستان............................

حدود دو سال هست که ساکن مجیدیه هستیم و با یک خانواده ی ارمنی که انسانهای شریفی هستند همسایه هستیم ، حدود یک سال پیش دختر همسایه به بیماری مبتلا گردید که باعث فلج شدن هردو پایش شد از آن روز مداوا و درمان و رفتن ازاین دکتر به آن دکتر شروع شد ، اما فایده ای نداشت .

پارسال یه روز (ایام فاطمیه) که مرد همسایه داشت میرفت سرکار من هم از در خانه بیرون میرفتم که باهم روبه رو شدیم وبعد از سلام و احوالپرسی جویای حال دخترش شدم گفت: این همه دکتر گران قیمت هیچ فایده ای نداشته و دخترم هنوز قادر به حرکت نیست .

گفتم میخوای یک دکترخوب بهت معرفی کنم که میتونه این دردو درمان کنه گفت اگرچنین هست و فکر میکنی میتونه خوب بگو بهم ، گفتم ما مسلمونا یک بانوی بزرگوار داریم به اسم حضرت زهرا ( س) اگربه او متوسل بشی واز او بخوای حتما مشکلت حل میشه .وقتی این رو شنید لبخندی زد و سوار ماشینش شدو گفت :ازاین همه دکتر متخصص چه کاری براومد که از توسل بربیاد ؟ ولی دوستام چند تادکتر خوب که از اروپا اومدنو بهم معرفی کردن میرم پیش اونا ببینم چیکار میکنند اینو گفت و خداحافظی کرد و رفت .

من هم به دنبال کارم رفتم و دیگه از اونها خبری نداشتم تااینکه چند هفته بعد اومد در خونمونو با من کار داشت ، رفتم دم در و بعداز سلام و احوالپرسی جویای حال دخترش شدم ، با چشم گریان گفت : ازآن روز که باهم صحبت کردیم من سراغ چندتا متخصص رفتم اما اثری نداشت درصف انتظار یکی از همین دکترا بودمو دخترم هم درکنارم خواب بود ، ناگهان یاد حرفای تو افتادم و دردلم متوسل شدم به همان کسی که گفتی

گفتم:ای خانم بزرگواری که فلانی تورو معرفی کرده و من اسمت رو بلد نیستم ، من تاجر فرش هستم نذر میکنم که اگر دخترم را شفا بدهی ، برای تمام صحن های حرمت فرش دستباف هدیه میکنم درهمین حال و هوای خودم بودم که دخترم مرا تکان داد به خودم آمدم دخترم گفت بابا ببین من راه میرم ، اون خانم گفت که بابات از من خواسته تورو خوب کنم ازجات بلند شو،منم بلند شدم و تونستم راه برمو روی پاهام وایستم . وحالا ازتو برای معرفی کردن این خانم خیلی ممنونم ، ازت خواهش میکنم آدرس حرمشون رو بده تا نذرمو ادا کنم

اینجا دیگه من بودم که زار میزدم ای مرد تو بی خبری که خانم باکرامت ما زهرای اطهر(س) نه که حرم نداره بلکه قبر مشخصی هم نداره

 




01:10 ق.ظ
88
فرشته بیکار(داستان واقعی)
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین






فرشته بیکار(داستان واقعی)



روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشته‌هاست و به کارهای آنها نگاه می‌کند

هنگام ورود، دستهبزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند

و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند، بازمی‌کنند، 

و آنها را داخل جعبه می‌گذارند. مرد از فرشته‌ای پرسید، شما چکار می‌کنید؟

فرشته در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت: این جا بخش دریافت است 

و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم. مرد کمی جلوتر رفت،

باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می‌گذارند

و آنها را توسط پیک‌هایی به زمین می‌فرستند.مرد پرسید: شماها چکار می‌کنید؟

یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است

ما الطاف و رحمت‌های خداوندی را برای بندگان می‌فرستیم.

مرد جلوتر رفت و دید یک فرشته‌ای بی کار نشسته استمرد با تعجب از فرشته پرسید

شما چرا بیکارید؟فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. 

مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواببفرستند اما فقط عده بسیار کمی جواب می‌دهند.

مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می‌توانند جواببفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسیار ساده فقط کافیست بگویند “خدایا شکر”





10:20 ب.ظ
83
ریشه رسم آب ریختن پشت سر مسافر
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین





ریشه رسم آب ریختن پشت سر مسافر


در زمان حمله اعراب به ایران در نزدیکی شهر شوشتر جنگ سختی میان ایرانیان به فرماندهی

 هرمزان و اعراب درگرفت که ایرانیان شکست خوردند و به داخل شهر پناه بردند و دروازه های

 شهر را بستند بنابراین اعراب نتوانستند به داخل شهر نفوذ کنند مدتی گذشت ولی براثر خیانت

 یک ایرانی دروازه های شهر به روی اعراب باز شد و ایرانیان دوباره شکست خوردند و هرمزان

 فرمانده ایرانی به اسارت گرفته شد و اورا به مدینه فرستادند و به مسجد مدینه بردند هرمزان

 پرسید پس خلیه شما کجاست؟ عمر را به او نشان دادند که گوشه ای از مسجد خوابیده بود

 عمر ازخواب بیدار شد .هرمزان را شناخت و خواست او را بکشد هرمزان آب خواست وقتی که

 آب آوردند در نوشیدن آن درنگ کرد عمر علت آن را پرسید هرمزان گفت می ترسم در هنگام

 نوشیدن آب مرا بکشی؟ عمر قول داد تا پیش از نوشیدن آب اورا نکشد هرمزان آب را روی زمین

 ریخت عمر خشمگین شد و شمشیرش را کشید ولی همراهانش قولش را به او یادآوری کردند

 و عمر شمشیرش را غلاف کرد به این ترتیب هرمزان از مرگ رهایی یافت و عمر از کشتن او

 صرف نظر کرد و این باعث به وجود آمدن روش و سنتی شد که با ریختن آب بر زمین یعنی

 زندگی دوباره به شخصی داده می شود تا مسافر برود و سالم بماند





04:33 ب.ظ
82
کرامت حضرت فاطمه(س)
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین





کرامت حضرت فاطمه(س) و  مسلمان شدن یهودیان



روزى حضرت امیرالمؤمنین على (علیه السّلام) محتاج به قرض شد

چادر حضرت فاطمه (علیها السلام) را پیش مرد یهودى که نامش زید بود، رهن گذاشت

و قدرى جو قرض گرفت یهودى آن چادر را به خانه برد و در اتاقى گذاشت 

وقتى شب شد زن آن مرد یهودى به آن اتاق رفت 

ناگاه نورى را از آن چادر دید که تمام اتاق را روشن کرده بود

وقتى زن آن حالت شگفت را دید فریاد زد:شوهر خود را خواست

آنچه را دیده بود براى شوهرش بازگو کرد

یهودى شگفت زده شده بود

و فراموش کرده بود که چادر حضرت فاطمه (علیهاالسلام) در آن خانه است

با سرعت داخل اتاق شد، دید که اشعه نورانى چادر آن خورشید عصمت است 

و مانند ماه درخشان خانه را روشن کرده است .

یهودى از مشاهده این حالت تعجبش بیشتر شد

یهودى همراه با زنش ‍ به خانه خویشان خود دویدند و 80 نفر از ایشان حاضر شدند

و این را دیدند از برکت شعله چادر فاطمه (علیهاالسلام ) همگى اسلام آوردند





03:21 ب.ظ
78
آیا می دانید که
بسم الله الرحمن الرحیم 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین





آیا می دانید که 


1. آیا می دانید که طول رگ های بدن انسان 560000 کیلومتر است

2. آیا می دانید که اختراع پیچ گوشتی پیش از پیچ صورت گرفت

3. آیا می دانید که گوش و بینی در تمام طول عمر انسان در حال رشد می باشند

4. آیا می دانید که متداول ترین نام در جهان محمد است

5. آیا می دانید که اسب ها از گاز اشک آور در امان هستند

6. آیا می دانید که قدرت بینایی جغد 82 برابر انسان است

7. آیا می دانید که دارکوب ها قادر اند 20 بار در ثانیه به تنه درخت ضربه بزنند

8. آیا می دانید که ستاره دریایی مغز ندارد

9. آیا می دانید که پلنگ ها قادر اند تا ارتفاع 5 متری به بالا بپرند

10. آیا می دانید که درازترین جانور نوعی کرم خاکی است که درازای آن 55مترمیرسد

11. آیا می دانید که روباه همه چیز را خاکستری می بیند

12. آیا می دانید که نوعی ماهی به اسم آبنوس در گلوی خود دندان در می آورند

13. آیا می دانید که خودرو سازی بزرگترین صنعت در جهان است

14. آیا می دانید که حس بویایی انسان قادر به تشخیص 10000بوی متفاوت است

15. آیا می دانید که سریع ترین عضله بدن انسان زبان است

16. آیا می دانید که قد فضانوردان هنگامی که در فضا هستند 5تا7سانتیمتر بلندترمیگردد

17. آیا می دانید که تنها غذایی که فاسد نمیشود عسل است

18. آیا می دانید که چیتا یا یوزپلنگ سریع ترین حیوان خشکی است

19. آیا می دانید که گربه های خانگی 70درصد وقت خود را در خواب سپری میکنند

20. آیا می دانید که تنها حیوانی که نمیتواند شنا کند شتر است

21. آیا می دانید که اثر سیب در بیدار نگهداشتن در شب بیشتر از قهوه و کافئین است

22. آیا می دانید که نور خورشید فقط تا عمق 400 متری آب دریا نفوذ می کند

23. آیا می دانید که بیشتر سردرد های معمولی از کم نوشیدن آب است

24. آیا می دانید که نوشابه های زرد رنگ زیان بارتر ازنوشابه های سیاه رنگ هستند

25. آیا می دانید که تنها قسمت بدن که خون ندارد قرنیه چشم است

26. آیا می دانید که اغلب مار ها دارای 6 ردیف دندان هستند

27. آیا می دانید که مروارید در سرکه حل می شود

28. آیا می دانید که هر عنکبوت تار ویژه خودرا دارد وهیچگاه تار آنها شبیه هم نیستند

29. آیا می دانید که لئوناردو داوینچی قیچی را اختراع کرد

30. آیا می دانید که چشم انسان معادل یک دوربین 135 مگاپیکسل است





09:40 ق.ظ
77
بیماری روح و روان
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین



بیماری روح و روان


روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت بود علت ناراحتی اش را پرسید

شخص پاسخ داد :در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم . سلام کردم.جواب نداد.


و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم .

سقراط گفت :چرا رنجیدی ؟ مرد با تعجب گفت :


خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است 

سقراط پرسید :

اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد به خود می پیچد

آیا از دست او دلخور ورنجیده می شدی ؟


مرد گفت مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم آدم از بیماری کسی دلخور نمیشود

سقراط پرسید : به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی ؟

مرد جواب داد احساس دلسوزی و مهربانیو سعی میکردم پزشک یا دارو به اوبرسانم

سقراط گفت : همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی 

آیا انسان فقط جسمش بیمار میشود

 آیا کسیکه رفتارش نادرست است روانش بیمارنیست

اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود ؟

بیماری فکری و روان نامش غفلت است.

باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی میکند و غافل است دل سوزاند

و کمک کردو به او پزشک روح و داروی جان رساند .پس از دست هیچ کس دلخور مشو

و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده .

بدان که هر وقت کسی بدی میکند در آن لحظه بیمار است .








تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...