تبلیغات
الغوث
02:17 ب.ظ
8
آمیرزا عبدالطمع
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


آمیرزا عبدالطمع

این داستان واقعی مربوط به یك رزمنده ی دفاع مقدس بوده و از زبان ایشان گفته شده است و به قلم ایشان است این داستان این است كه
وقتی دیدم تمام راه ها به رویم بسته است و مسئول ثبت نام به هیچ صراطی مستقیم نمیشود دل به دریا زدم و با خودم گفتم همان طور كه خلیل گفت یك دست لباس نظامی میخرم و میپوشم و میروم سوار قطار تهران-خرمشهر میشوم تا كارم را جور كند و رزمنده بشوم . از لحظه ای كه لباس نظامی پوشیدم و دزدكی سوار قطار شدم و ساعت ها بعد به همراه صد ها بسیجی دیگر دم در پادگان دوكوهه از قطار پیاده شدم انگار كه سال ها بر من گذشت سرانجام طبق نشانی كه خلیل داده بود او را در گردان انصار الرسول(ص) پیدا كردم.
 خلیل با دیدن من چشمانش از تعجب و حیرت به اندازه ی یك نعلبكی گرد شد گریه كنان بغلش كردم و بعد هرچه بر سرم گذشته بود برایش تعریف كردم خلیل كلی خندید و سربه سرم گذاشت و آخر سر گفت نگران چیزی نباش من هم اولین بار كه پایم به اینجا رسید حال و روز تو را داشتم اما خب با پارتی بازی و كمك چند تا دوست توانستم ماندگاربشوم.
پرسیدم پارتی بازی؟ گفت خب آره ما در گردانمان یك مسئول كارگزینی داریم كه از آن باحال هاست قیافه اش درب و داغان است اما هرچه بگویی از دستش برمی آید فقط كمی خرج دارد.باحیرت پرسیدم یعنی رشوه میگیرد؟ خلیل غش غش خندید و گفت نه آن طور كه تو فكر میكنی حالا صبر كن خودت میفهمی. 
خلیل مرا به اتاقشان برد الحق دوستانش بچه های خوب و با صفایی بودند مسئول دسته شان آقا حمید قبول كرد كه همراه من و خلیل بیاید پیش مسئول كارگزینی كه آمیرزاعبدالطمع صدایش میكردند.
 خلیل گفت البته اسمش آمیرزاخانی است سه تایی راه افتادیم
 قلبم تند میزد خلیل هی دلداری ام میداد تو فكر این بودم كه ای كاش پول بیشتری میاوردم كه اگه آمیرزا دندان گردی كرد كم نیاورم . سرانجام به یك اتاق بادر چوبی رسیدیم روی در دریچه ی كوچكی قرار داشت آقاحمید در زد و گفت آمیرزا آمیرزا زنده ای؟ دریچه بازشد و چهره ی لاغر و كشیده ی یك جوان ظاهرا 25 ساله كه موهای جلویش ریخته بود ظاهر شد.
 آقاحمید گفت سلام میرزاجان خیلی نوكرتم مرد مومن معلوم است تو كجایی؟ چرا حالی از ما فقیر و فقرا نمیپرسی؟ آمیرزا با چشمان ریز مارا برانداز كرد و گفت علیك سلام ببینم تو آن سیصدتا صلوات را فرستادی؟ آقاحمید خندید و گفت جان تو 500 تا فرستادم 200 تایش را مفتی برایت پست كردم آمیرزا گفت حالا چیشده لشكر كشی كردی؟ 
آقا حمید گفت حالا دروبازكن بیاییم تو عجب آدمی هستی ها.در باز شد و ما به داخل اتاق رفتیم . بعداز اینكه دقایقی نشستیم خلیل و آقاحمید پس از مقدمه چینی و قربان صدقه رفتن ماجرایم را برایش تعریف كرد.
 آمیرزا بروبر نگاهم میكرد پرسید ببینم تو دوره ی آموزشی رفتی؟ خواستم بگم نه كه خلیل با آرنجش به پهلویم زد و گفت آره بابا سه ماه آموزش تكاوری و چریكی دیده از آن سخت سخت هاش . كم مونده بود از چاخان خلیل بخندم . كه خلیل پیاز داغ ماجرا را زیاد كرد و گفت
 به قدوقامتش نگاه نكن خیلی زبل است تو محله شان با كلی از ارازل و اوباش كتك كاری كرده و سه خط كونگ فوكاركرده خدا خیرت بده كارش را ردیف كن جای دوری نمیره . آمیرزا سر تكان داد و با دقت نگاهم كرد و پرسید ببینم بلدی قرآن بخوانی؟
 خلیل به سرعت گفت بابا این دوستمان را دست كم گرفتی تو محله هركس از دنیا میرفت این را به مجلس ختم میبرند تا قرآن بخواند عبدالباسط باید بیاید پیشش لنگ بندازد. بابدبختی جلوی خنده ام را گرفتم اما خلیل اصلا به رویش نمیاورد هی داشت چاخان میگفت آمیرزا گفت خوشم آمد كارش را جور میكنم فقط یك شرطی دارد آقا حمید پرسید چه شرطی؟
 آمیرزا گفت یك دور قرآن برای اموات من بخواند و ده هزار تا صلوات هم برایشان بفرستد و صدركعت نماز هم برای پدر بزرگم بخواند.
 خلیل شوخی و جدی گفت هیچی دیگه یك دفعه بگو كارو زندگی اش را تعطیل كند و بیاید سر قبر قوم و خویش تو شبانه روز روضه هم بخواند دیگر طاقت نیاوردم من و خلیل و آقا حمید از خنده روی زمین ولو شدیم . آمیرزا جوش آورد و نعره زد یاالله بزنید به چاك مرا باش خواستم برایتان كاری كنم نخواستم خنده بر لبانم خشكید آقاحمید و خلیل به خواهش و تمنا افتادند خلیل گفت چرا جوش آوردی میرزا اصلا دو سه ماه هم روزه میگیرد چطوره؟ 
میرزا گفت مرا مسخره میكنی دربه در؟ خلیل گفت نه به جان تو اصلا خودم ده بیست هزار فاتحه برای امواتت هم میفرستم حالاچی میگی؟ كم مانده بود آمیرزا با لگد و پس گردنی بیرونمان كند كه آقاحمید و خلیل با هزار التماس و من بمیرم و تو بمیری او را آرام كردند.
 در آخر گفت پس شد یك دور قرائت قرآن ده هزار تا صلوات و صدركعت نماز و سه ماه نه یك ماه روزه برای امواتم چطوره؟ باخوش حالی گفتم قبول است . میرزا چند برگه فرم دستم داد و گفت اینها را كامل كن و با دوقطعه عكس و كپی شناسنامه بیاور حالا هم اینجا را خلوت كنید راستی شما دونفر برای اینكه زیاد پررو نشوید هركدام هزار تا صلوات برای سلامتی آقا امام زمان (ع) (عج) بفرستید . موقع بیرون رفتن از اتاق خلیل به آهستگی گفت انشاالله زیر تانك بروی . من و آقاحمید زدیم زیر خنده و در رفتیم .



طبقه بندی:
03:23 ب.ظ
7
دیوانه ی جبهه
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


دیوانه ی جبهه

این داستان واقعی مربوط به یك رزمنده ی دفاع مقدس بوده و از زبان ایشان گفته شده است و به قلم ایشان است این داستان این است كه
نگاهی به علی كردم و با افسوس گفتم بازم خوش به حال تو من اگه حرف از جبهه بزنم یا ننه ام غش میكنه یا آقا جونم و با كمر بند میوفته به جونم فكر به جبهه داره دیوونم میكنه . علی كه از دو ساعت پیش كلافه و بی حوصله پای صحبت هام نشسته بود مثل اسفند روی آتش جست زد و گفت آفرین خودشه .
با حیرت پرسیدم چی؟ گفت دیوانگی. ترش كردم و گفتم مرد حسابی دو ساعته دارم باهات دردودل میكنم تو حالا چرت و پرت میگی.علی نگاهی به من كرد و لباس قشنگی پوشیده بود و با خوش حالی به من گفت مگه دنبال رفتن به جبهه نیستی پسر عمو . با خوش حالی گفتم هستم ولی چطور؟ گفت دندون رو جیگر بذار ببینم چقدر پول داری؟ گفتم پول میخوای چیكار اگه فكر میكنی كه با رشوه و پول مسئول ثبت نام رو نرم كنی اشتباه فكر میكنی یه آدم سمج و بی احساسیه كه نگو . علی گفت این قدر حرف نزن پرسیدم چقدر پول داری رد كن بیار.
 هرچقدر پول داشتم دراوردم 35هزار تومن . علی پوزخندزنان گفت چهل پنجاه سال پیش این پول بس بود ولی الان نه مجبورم بهت قرض بدم . گفتم آخه پول واسه چی؟گفت صبر كن نقشه ای كشیدم كه رد خور نداره
 بعد اومد جلوتر نقشش رو گفت بعده اینكه نقششو گفت از خوش حالی پریدم تو بغلش بهش گفتم فردا صبح اجراش میكنم تو هم باید آماده باشی هان. بهم گفت باشه فردا صبح میام خونتون. فردا صبح شد از این جا حكایتو بشنوید كه 
مادرم جیغ زد و گفت وای بسم الله بچه چیكار میكنی؟ من برای اینكه چشمم به حیاط نیفته و سرم گیج نره سرم رو به آسمون بلند كردم دستامو مثله بال هواپیما از دو طرف بازكردم و گفتم من یه جنگنده ام میخوام برم بغدادو رو سره صدام خراب كنم. هنوز رو پشت بام بودم مادرم یه جیغ دیگه كشید خلاصه مثله دیوونه ها شروع كردم به چرخیدن و جیغ زدن .
 زنان همسایه اومده بودن خونمون كه ببینن چی شده و هی مادرم رو ماساژ میدادن مادرم میگفت ای خدا بچم از دست رفت دیوونه شده. صغرا دماغو دختر همسایمون به بازوی مامانش چسبیده بود و هی میگفت مامان میترسم . خواستم در همون عالم دیوانگی یه اردنگی بهش بزنم اما یه فكره بهتر كردم مثله فیلم های خارجی جلوش زانو زدم و با لحن سوزناكی گفتم.
 ای دختر شاه پریون آیا همسر این شوالیه ی دلیر میشی؟ مادرش دستپاچه شد و صغرا رو پشت خودش برد و به مادرم گفت ای وای عزیز خانوم پسرت راست راستكی خل شده . زنهای همسایه زدن زیر خنده من هم در جا با همون لباس از روی پله های پشت بام مون پریدم تو حوض آب پاشید تو سرو صورت همه از سرما داشتم یخ میزدم پریدم بیرونو نعره زدم.
 من یه زیر دریایی ام و میخوام كشتی های عراقی رو غرق كنم اما توی دل به خودم بدو بیراه میگفتم كه چرا تو چله ی زمستون پریدم تو حوض و اگه این نمایش مسخره كه راه انداختم نگیره چه خاكی تو سرم كنم خلاصه پریدم تو اتاقها و شروع كردم به لگد زدن به درودیوار و لحاف و با لگد قابلمه پر از آبگوشتو پرت كردم و متكا رو گذاشتم رو سرم و با كله رفتم تو دیوار در همین لحظه آقاجونم با عموحمیدم از راه رسیدن و دست و پامو گرفتندتا آروم شم ولی من جیغ میزدم عمو حمیدم گفت باید ببریمش پیش دعانویس جنی شده .
 مادرم گریه كنان گفت طفل معصوم ازبس جبهه جبهه كرد مغزش تكون خورده و خل شده یاخدا دستم به دامنت به حق ضامن آهو بچم رو شفا بده.آقاجون گفت حالا چیكار كنیم كه علی پسر عموم كه نقشش تا حالا گرفته بود با نگرانی ساختگیش گفت كه باید ببریمش پیش دكتر اعتماد شاید بفهمه دردش چیه و بعد یه چشمك ریز بهم زد و گفت مطمئنم اون میتونه درمونش كنه.
 لحظه ای بعد درحالیكه منو با طناب محكم بسته بودند و روی شونه ی عموم بودم پیش دكتر اعتماد رفتیم خدا خدا میكردم كه نقشمون بگیره علی داشت پشت سرم هر هر میخندیدمطب دكتر خیلی شلوغ بود آقاجون و عمو حمیدم بی توجه به جمعیت وارد مطب دكتر شدند و منو مثله گوشت قربانی شده انداختند روی تخت مطب دكتر اعتماد با صدای بلندی جیغ زد اینجا چه خبره؟
 مادرم گفت آقای دكتر دستم به دامنت بچم دیوونه شده یه كاری بكنید.دكتر اعتمادگفت من كه روانشناس نیستم ببریدش جایه دیگه. دكتر اعتماد با دیدن علی مثله اینكه چبزی پیدا كرده باشه گفت باشه باشه بذارید ببینم چیكار میتونم بكنم عمو حمید گفت مراقب باشید دست و پای سنگینی داره . دكتر اعتماد بی توجه اومد كنارم و نبضم را گرفت و گفت امان از شما بچه های یه دنده و پررو . بعد سرش رو بلند كرد و گفت این جوون جنون آنی گرفته .
 آ‎قاجون با نگرانی گفت یعنی چی دكتر؟ دكتر اعتماد گفت یعنی اینكه عاشق شده و آدم عاشق دچاره چنین بیماری میشه ببینید دردش چیه؟ آقاجون با حیرت به مادرم گفت عاشق كی شده؟ مادرم گفت ای وای بچم توی حیاط یه چیزایی به دختر كبری خانوم گفته بود. من كه دیدم اوضاع داره خراب میشه و به جای اینكه ببرنم جبهه دارن میبرنم عروسی بلند گفتم كربلا كربلا ما داریم میایم و ای صدام نامرد صبركن داریم میایم به خاك سیاه بنشونیمت علی سریع گفت نه بابا عاشق جبهه شده نه عاشق اون صغرا دماغو.
دكتر گفت اگه میخواین حالش خوب بشه ببریدش جبهه آقاجون گفت انگار چاره ای نیست اگه واقعا با جبهه رفتن خوب میشه بره . مادرم هم گفت عیبی نداره چیكار میشه كرد.كم كم دست و پامو شل كردم و دكتر اعتماد با چشمكی به من و خنده كنان گفت مثله اینكه مریضتون داره خوب میشه ببریدش به سلامت. سه روز بعد منو علی و یه پسر عموی دیگرم روانه ی جبهه شدیم نقشمون گرفته بود خدارو شكرو صد البته به كمك دكتر اعتماد كه قبول كرده بود به ازای گرفتن صدتومن دیوونگی منو تایید كنه بالاخره من رزمنده شدم 





طبقه بندی:
12:26 ب.ظ
6
احادیث زیبا از حضرت فاطمه (س)

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


احادیث زیبا و قصار از حضرت فاطمه ی زهرا (س)


1.بهترین روزه دار کسی است که اعضای بدنش را از حرام ها نگه دارد.

2.نخست به همسایه رسیدگی کنید آنگاه به خود بپردازید.

3.زن وقتی به خدا تقرب میابد که به خانه داری و توجه به احوال شوهر و پرورش فرزندان روزگار بگذراند.

4.بدترین کارها آن است که مخالف دستورات قرآن باشد.

5.خداوند امر به معروف را برای اصلاح مردم قرار داد.

6.در خدمت مادر باشید زیرا بهشت زیر قدم های مادر است.

7.آنگاه که در روز قیامت برانگیخته شوم گناهکاران امت پیامبراکرم(ص) را شفاعت خواهم کرد.

8.از دنیای شما سه چیز را می پسندم تلاوت قرآن و نگاه به چهره ی پیامبرخدا(ص)و انفاق در راه خدا .

9.اگر به آنچه که به شما امر میکنیم عمل کنید و از آنچه که شما را برحذر میکنیم دوری کنید از شیعیان ما هستید وگرنه هرگز.

10.خوش رویی هنگام روبه رو شدن با مومن بهشت را بر فرد خوش رو واجب میکند.

11.هرکس خداوند را با اخلاص عبادت کند خداوند برترین مصلحتش را نثار او میکند.

12.خداوند نماز را برای دوری از کبر واجب کرد.


13.ما اهل بیت(ع) دست آویز الهی مردمان وبرگزیده ی خدا و منزلگاه قدس و پاکی او هستیم.

14.خداوند اطاعت از ما را رشته ی سامان ملت و امامت مارا مایه ی جدایی از تفرقه قرار داده است.

15.بهترین شما کسانی اند که با مردمان نرم خو ترند و زنان خویش را گرامی می دارند.

16.برای زنان بهتر است که بدون ضرورت مردان نامحرم را نبینند و نامحرمان نیز مردمان را نبینند.

17.خداوند ایمان را برای پاکی از شرک و عدل و داد را برای آرامش دل ها واجب نمود.

18.ما اهل بیت(ع) وسیله ی خدا هستیم در میان بندگان و خواص او و ما حجت خدا هستیم و وارثان پیامبران هستیم.

19.خداوند اطاعت از مارا واجب کرد تا نظام یابید و باران برکت به وسیله ی ما فرود آمده است.

20.جابر بن عبداللّه‏ مى‏گوید:در دست فاطمه زهرا علیهاالسلام لوحى زمردین دیدم، پرسیدم: اى دختر رسول خدا پدر و مادرم فداى تو باد این چه لوحى است؟ حضرت فرمود:این لوح را كه در آن نام پدر و شوهرم و دو پسرم و نامهاى فرزندان معصومم نوشته شده است خداى عزوجل به پیامبرش هدیه نمود و پیامبر نیز براى خوشحالى من آن را به من داد.

21.حضرت زهرا علیهاالسلام بر سر مزار حمزه علیه‏السلام در پاسخ شخصى مى‏فرماید:به خدا سوگند اگر حق را به اهلش واگذار مى نمودند و از عترت پیامبر پیروى مى‏كردند، حتى دو نفر درباره خدا اختلاف نمى‏نمودند (و اسلام همه عالم را فرا مى‏گرفت.)

22.روزى ام‏سلمه براى عیادت حضرت فاطمه علیهاالسلام آمد وپرسید:اى دختر پیامبر شب را چگونه به صبح آوردى (شب و روزت چگونه مى‏گذرد)؟ حضرت علیهاالسلام فرمود:به صبح آوردم در حالى كه تاریكى غم و انده مرا فراگرفته است، پیامبر از دست رفت و وصى او مظلوم واقع شد، حَریم و حرمت پیامبر شكسته شد.






03:38 ب.ظ
5
احادیث زیبا از امام حسین(ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم




احادیث زیبا و قصار از حضرت سیدالشهدا امام حسین(ع)


1.مردن با عزت بهتر از زندگی کردن با خواری است.

2.آرزویی در این دنیا ندارم مگر جدایی از آن.

3.نیکی کردن هرکس به اندازه ی معرفت اوست.

4.قناعت کردن به بدن ها آرامش می بخشد.

5.هرکس گرفتاری مومنی را برطرف کند خدا گرفتاری دنیا و آخرتش را رفع میکند.

6.بهترین مال آن است که به واسطه ی آن آبروی انسان حفظ شود.

7.جز به اطاعت از خدا به چیزی خرسند نشوید.

8.به اندازه ی عملتان انتظار پاداش داشته باشید.

9.جز به قدر بهره تان انفاق نکنید.

10.کسی که بخل میورزد خوار است.

11.کسی به بزرگی میرسد که جدیت کند.

12.به درستی که من مرگ را جز سعادت نمیدانم.

13.من شهید اشکم هر مومنی مرا یاد کند اشکش روان شود و هرکس بر من بگرید روز قیامت در حالیکه تمام دیده ها گریان است دیده ی او خندان میباشد.

14.چیزی را به زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد.

15.از نشانه های نادانی جدل با بی فکران است.

16.بی گمان شیعیان ما ما دل هایشان از هر خیانت و کینه و فریبکاری پاک است.

17.عقل جز با پیروی از حق کامل نمیشود.

18.از نشانه های خوش نامی و نیک بختی همنشینی با خردمندان است.

19.ما اهل بیت (ع) کرامت و دارای رسالت و نشانه های حقی هستیمکه خداوند آن را در دل ما قرار داده است و زبان مارا به آن گویا ساخته است.

20.هرکس در سلام کردن بخل ورزد بخیل است.

21.ما نمیدانیم چرا مردم کینه ی ما را میجویند درحالیکه ما اهل بیت(ع)خانه ی رحمت و درخت نبوت(ص) و دریای علم و معرفتیم.

 




12:00 ب.ظ
4
احادیث زیبا از پیامبر اكرم(ص)
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

AWT IMAGE


احادیث زیبا و قصار از حضرت رسول اكرم (ص)

1.كسی كه بر هوای نفسش غالب شود دلاورترین مردم است.
2.كسی كه شما را به مهمانی دعوت كرد بپذیرید و از بیمار عیادت كنید.
3.خوشا به حال كسی كه عیب خودرا میبیند و به عیب دیگرن توجهی ندارد.
4.فرزند آدم هرچه پیرتر میشود دو صفت در او جوانتر میگردد حرص و آرزو.
5.دو گروه اند از امت من كه فساد آنان فساد جامعه و اصلاح آنان اصلاح جامع است فرمانروایان و دانشمندان.
6.نداشتن مال و ثروت بلا باشد و از آن بدتر بیماری تن است و از بیماری تن بدتر بیماری دل است.
7.مسمان كسی است كه مردم از دست و زبان او آزار نبینند.
8.محبوب ترین كارها نزد خداوند شادی رساندن به دل مومن است.
9.از لجاجت بپرهیزید كه انگیزه اش نادانی و بهره اش پشیمانی است.
10.آرامش دل در راستگویی است.
11.دروغ شك و تردید و پریشانی می آورد.
12.ایمان آورندگان مانند اجزای ساختمان همدیگر را نگه میدارند.
13.دانش آموختن بر هر مسلمان واجب است.
14.فقری بالاتر از نادانی و ثروتی بالاتراز خردمندی نیست.
15.عبادتی برتر از تفكر نیست.
16.از گهواره تا گور دانش بجوی.
17.بهترین نوشیدنی در دنیا و آخرت آب است.
18.اگر میتوانید هرروز را نوروز كنید و در راه خدا به یكدیگر هدیه بدهیدو بایكدیگر برادری كنید.
19.نگاه كردن به سه چیز عبادت است به قرآن و به صورت والدین و به دریا.
20.هركس كم بخورد و پرخوری نكند بدنش سالم میماند و صفای دل میاورد.
21.هركس پرخوری كند بدنش بیمار و قلبش سخت میشود.
22.لباس های سفید بر تن كنید كه از بهترین لباس ها برای شماست.
23.بر شما باد به زیبایی خط (زیبا نوشتن) كه از كلید های روزی است.
24.خط زیبا حق را بیشتر آشكار میكند.
25.مومن با شمشیر و زبانش جهاد میكند.
26.قرآن را با صدای خوش بخوانید كه صدای زیبا بر زیبایی قرآن می افزاید.
27.صدای خوش زیور قرآن است.
28.اگر بر امت من دشوار نبود همیشه فرمان میدادم كه با هر نماز مسواك بزنند.
29.بر شما باد به مسواك زدن مسواك زدن چه كار خوبی است لثه را محكم میكندو بوی ناخوشایند دهان را می زدایدو معده را اصلاح میكندو بر درجات بهشتی می افزاید و شیطان را به خشم می آورد.
30.دندان هایتان را از عرض (عمودی) مسواك بزنید نه از طول (افقی)
31.یك بار جنگیدن در راه خدا نزد من محبوب تر است از چهل بار حج رفتن.
32.رزمندگان در راه خدا رهبران بهشت اند.
33.خداوند بزرگ با مجاهدان بر فرشتگان می بالد.
34.نزدیك ترین مردم به مقام نبوت اهل جهاد و اهل دانش اند.
35.خداوند دوست دارد كه بنده اش را در جست و جوی روزی حلال خسته ببیند.
36.مشورت دژی در مقابل هجوم پشیمانی و مایه ی ایمنی از سرزنش است.
37.خداوند دوست دارد جوانی را كه جوانیش را در راه طاعت خداوند میگذراند.
38.من معلم برانگیخته شدم.
39.خدایا آموزگاران را بیامرز و عمرشان را دراز و روزی شان را با بركت كن.
40.از هركس كه حرفی آموخته ای بنده ی او شدی.



03:40 ب.ظ
2
احادیث زیبا از امام حسن(ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



احادیث زیبا و قصار از حضرت امام حسن مجتبی (ع)

1.برای دنیا با بدنتان كار كنید و برای آخرت با قلبتان.
2.مشورت در كارها برای رشد عقل است كه به افكار دیگران هم پی ببرید.
3.كسی كه در طلب عبادت است بایدپرهیزگار باشد و جان و مالش را پاك كند.
4.شوخی زیاد سنگینی و وقار را ازبین میبرد و سكوت به وقار می افزاید.
5.بد اخلاقی از مرتكب شدن به معصیت بدتراست.
6.هلاكت مردم در سه چیز است كبر و حرص و حسادت.
7.كبر و غرور دین را نابود میكند مانند ابلیس كه رانده شد.
8.هیچ ثروتی برتر از عقل نیست.
9.هیچ فقری مانند نادانی نیست.
10.هیچ وحشتی شدیدتراز غرور و تكبر نیست.
11.قرآن چراغ هدایت و مشعل پرنور راهنمایی است.
12.بی شرم و حیا دین ندارد.
13.اساس عقل معاشرت نیكو با مردم است.
14.بی خرد بی ادب است.
15.فرصت را از دست ندهید زیرا كه زود گذر است و دیر برمی گردد.
16.دوست خوب از بزرگترین نعمت های الهی است.
17.قرآن تفكر و بینایی ابدی می بخشد و هر محیط تاریك را روشن میكند.
18.علم تان را به دیگران بیاموزید تا خداوند به شما علم ببخشد.
19.بهترین آرایش و زینت برای هر انسان دانش است.
20.بزرگمنش آن است كه به دانش و ادب و نیكی ها آراسته باشد.
21.نخواستن حاجت بهتر است تا از غیر اهل حاجت طلبیدن.
22.طمع و حسادت دو دشمن قوی برای انسان اند.
23.هیچ قومی بایكدیگر مشورت نكردند مگر اینكه به پیشرفت راهنمایی شدند.
24.نیكوترین نیكویی اخلاق خوب است.
25.هركس خدا را بندگی كند خداوند همه چیز را بنده اش كند.
26.نعمت را سپاس نگفتن پستی است.
27.به جانم قسم كه ما پرچم های هدایت و نشانه ی روشن پرهیزگاری هستیم.
28.خردمند به كسی كه از او نصیحت میخواهد خیانت نمیكند.
29.تفكر كلید در حكمت است.
30.تفكر مایه ی حیات شخص بصیر و آگاه است.
31.بی همت را مردانگی نباشد.



12:11 ب.ظ
1
احادیث زیبا از امام علی(ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اس ام اس جدید  ولادت حضرت علی (ع)

احادیث زیبا و قصار از امیرالمومنین حضرت امام علی (ع)

1.گشاده رویی سرآغاز نیكی است.
2.وفای به عهد نشانه ی مردانگی است.
3.پرهیزگاری اساس نیكی هاست.
4.عقل سرچشمه ی خوبی هاست.
5.انصاف برترین ارزشهاست.
6.دروغ ننگ اخلاق است.
7.لجاجت تخم بدی است.
8.نجات در راستگویی است.
9.نیكی با خویشان بزرگواری است. 
10.شكر مایه ی فراوانی نعمت است. 
11.از خودگذشتگی بالاترین بزرگواریهاست.
12.مشورت كردن سرچشمه ی هدایت است.
13.منت نیكی را فاسد میكند.
14.ناشكری نعمت هارا ازبین میبرد.
15.بهشت پاداش بندگان مطیع خداست.
16.یاد خدا كلید انس با اوست.
17.عدالت حیات بخش احكام خداست.
18.كینه خوبی هارا نابود میكند.
19.شرف به همت های بلند است.
20.پند ها دل هارا زنده میكند.
21.ستم آتش جهنم را واجب میكند.
22.اخلاص بزرگترین پیروزی است.
23.گناه مانع اجابت دعاست.
24.شجاعت عزتی بزرگ است.
25.توفیق لطف خداوند است.
26.دوری از بدی ها سرآغاز نجابت است.
27.توبه رحمت الهی را نازل میكند.
28. اوج بزرگواری ها گذشت است.
29.غیبت نشانه ی منافق است.
30.شرم نهایت بزرگواری است.
31.مومن زیرك و عاقل است.
32.مرگ آری ذلت هرگز.
33.خشم آتش دل هاست.
34.نادانی معدن بدی است.
35.سلامتی گواراترین نعمتهاست.
36.دنیا گذرگاه آخرت است.
37.توكل به خدا بهترین تكیه گاه است.
38.دانش نابودكننده ی نادانی است.
39.شكیبایی محكم ترین محافظ است.
40.قناعت گنجی است كه پایانی ندارد.



تعداد کل صفحات : 8 :: ... 5 6 7 8