تبلیغات
الغوث
12:10 ق.ظ
88
فرشته بیکار(داستان واقعی)
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین






فرشته بیکار(داستان واقعی)



روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشته‌هاست و به کارهای آنها نگاه می‌کند

هنگام ورود، دستهبزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند

و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند، بازمی‌کنند، 

و آنها را داخل جعبه می‌گذارند. مرد از فرشته‌ای پرسید، شما چکار می‌کنید؟

فرشته در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت: این جا بخش دریافت است 

و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم. مرد کمی جلوتر رفت،

باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می‌گذارند

و آنها را توسط پیک‌هایی به زمین می‌فرستند.مرد پرسید: شماها چکار می‌کنید؟

یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است

ما الطاف و رحمت‌های خداوندی را برای بندگان می‌فرستیم.

مرد جلوتر رفت و دید یک فرشته‌ای بی کار نشسته استمرد با تعجب از فرشته پرسید

شما چرا بیکارید؟فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. 

مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواببفرستند اما فقط عده بسیار کمی جواب می‌دهند.

مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می‌توانند جواببفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسیار ساده فقط کافیست بگویند “خدایا شکر”





نمایش نظرات 1 تا 30